هنوز

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوز


بگو...

اگر مجالى هست هنوز...
و دیر نیامده ام...
بگو...

۱۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

یکی رو هی زندگی کشید...

هی کشید...

اونم هی کش اومد...

هی کش اومد...

بعد یهو برید...

یلدا ...

رفته بودم تو قسمت پیوندهای وبلاگم، دیدم اسامی وبلاگ دوستان، کنار هم که قرار میگیرند، میتونند مفهوم ایجاد کنند :)

مثل اسامی کتابها...

به جای هایکوی کتاب،

هایکوی وبلاگ ساختم :)))

بگذار بنویسم...                      (وبلاگ مریم عزیز)

زنی با انگشتر عقیق،            (وبلاگ شکیبای عزیز)

رها مثل باران،                       (وبلاگ رهای عزیز)

در جستجوی سعادت،            (وبلاگ مهناز عزیز)

در مسیر ناکجاآباد......            (وبلاگ پیمان خان)

دوستای گلم، عیدتون مبارک

دیدی گاهی خودت هم نمیدونی چته...

دیدی حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو نداری...

هزار تا کار داری، روز جاری سررسیدت، از بالا تا پایین پره از کارایی که باید انجام بدی، ولی حسش نیست...

دوستت تو سیستم، بهت پیغام میده و احوالپرسی میکنه، جواب نداده، پنجره پیغام رو میبندی...

یه دوست دیگه ت زنگ میزنه به گوشیت، ولی صدای زنگ گوشیو قطع میکنی...

یکی از همکارات که از سفر شمال برگشته، کلوچه برات میفرسته، یه زنگ نمیزنی تشکر کنی...

یعنی یک آدم منفعل و نچسب و بداخلاق...که دومی نداری...

فکر میکنی به کارهای مونده ت...تو شرکت...تو خونه...

فکر میکنی به کتابهای دخملک که باید جلد بشن...

راستی، چرا سبزیهایی که کاشتم، سبز نمیشن...

پارچه خریدم همین جمعه...باید دورش رو بدوزم...یه پارچه رنگی رنگی شاد که بندازم رو میز آشپزخونه...

این تابستون هم گذشت...

دخملک 4 ماه تعطیل شد و دوباره باز شد مدرسه ش و من ندیدمش...مثل تمام سالهایی که گذشت...که تمام طول سال دویدم و برام هیچ فصلی با دیگری فرق نداشت....

یه مولتی ویتامین میخورم شاید خوش اخلاق بشم...

یه تی بگ گل گاو زبان هم میندازم تو فنجون و میرم آبدارخونه، آب جوش می ریزم روش...

گلدون شفلرای روی میز دو تا جوونه قشنگ زده...

اس ام اس واریز حقوق هم اومد...

دلم برای شهریور میسوزه...ازون ماههای بلاتکلیف بیچاره...که همه فقط میخوان رد شه و بره تا پاییز برسه...

چقدر بداخلاق و بدعنقم خدا!

پست رو خوندید، فحشم ندید توروخدا....دعا کنید آروم بشم....

"اوایل فکر می کردم روزم را آفتاب می سازد...

بعد گیر دادم به باران... به ابر...

روز ابری حس می کردم چقدر حالم خوب است، راه می رفتم، فکر می کردم، می نوشتم...

مدتی گذشت و فهمیدم یک کتاب خوب، یک بیت شعر ناب چقدر حال عوض کن است...

گیر دادم به کلمات، به جمله ها، به ابیات.... هی خواندم و هی حفظ کردم...

 بعد دیدم نه... باز یک چیزی کم است...

گوش دادم دیدم آن « میم » که می چسباند به ته اسمم چقدر شیرین است... حجمی ندارد، کوچک است... ولی چقدر فایده دارد...

دو زاری ام افتاد... حرف ِ خوب صدا می خواهد... لحن می خواهد... زمانی که از زبان آدم های خوب زندگی ام شنیده می شود کارساز است و روزم را می سازد....

 روز را نه آفتاب می سازد نه باران... ابر هم بودن و نبودش مهم نیست...

 همه بهانه است...

 فقط حرف است که روز را آباد می کند یا حال را خراب...

یک جمله ی « دلم تنگ شده برایت رفیق »، یک احوالپرسی کوچک «رفیق پیدایت نیست، کجایی؟»، « نگرانت بودم، بهتری دخترم؟» ...

یک نگاه مهربان و لبخند شیرین... یا حتی یک « مراقب خودت باش » ساده...

اینهاست که نوچ است... دلچسب است... معمار روح است...

اصلا حرف خوب مثل خبر خوب است، حالت را خوب می کند...

حتی اگر هوا آفتابی باشد و داغ... یا ابری باشد و دلگیر...

مهم آن حرف است و آن جان کلام..."

 

 

حالتون، خوب خوب خوب...

پر از آدمهای خوب...

که روزشون رو میسازید و روزتون رو میسازند...

یلدا ...

 دوستان، اگر کسی آراء رو نوشته، لطفا" کنترل کنه که اشتباه نکرده باشم...

 

 

هایکوی اول: 7 (اسی عزیز)

هایکوی دوم: 46 و 47 (خودم)

هایکوی سوم: 13 (Lady Cyan عزیز)

 

دست همه دوستانی که همکاری کردن، درد نکنه.

 

دوستای گلم،

فعلا اسامی شرکت کننده ها و هایکوهای مربوطه رو داشته باشید، تا نتیجه جمع بندی بشه :)

یلدا ...

واقعا" آفرین به خلاقیت ذهن دوستان...

واقعا" جالب بود هایکوهای ارسالی...

ببخشید بابت تاخیر در جمع بندی...

لطفا" 3 تا و یا کمتر، از بین هایکوها انتخاب کنید...

دراین مسابقه هم، به روال مسابقات گذشته، شمارش آرا و جمع بندی رو، ناظر مسابقات (پیمان خان)، زحمتشو میکشن.

مهلت رای دهی: تا پایان هفته( جمعه ساعت 12 شب)

دوستای گل و فعال و همدل و همراه...

مرسییییییی

از دوستای بامحبتم سپاسگزارم بابت این همه هایکوی قشنگی که زحمت کشیدید و وقت گذاشتید و آماده کردید....

تعداد هایکوها زیاده و اینترنت من، نفتی!!!

قول میدم در اولین فرصت، هایکوهای محشرتون رو بذارم به مسابقه...

بازم مرسی از دوستایی که دوستیشون رو بار دیگه، ثابت کردند.........

به ادامه مطلب هم توجه بفرمایید لطفا....

یلدا ...

سوار تاکسی شدم... راننده داشت با مردی که عقب نشسته بود از میدان امام حسین(ع) می‌گفت و پرچمی که 14 سال پیش گذاشته بودند تا مردم بهش دخیل ببندند... و این‌که همه این‌ها دکان و بازاره...

و من دلم زیارت عاشورا خواست...و همدلی و هماهنگی و شکوه دسته های تاسوعا و عاشورا رو...گیرم که روشنفکری خلاف این رو ایجاب کنه...

تو تلگرام یه مطلبی دستم رسیده، تحت عنوان: کمپین تا محرم، گناه نکنیم.

چقدر خوب میشد که تمام آنچه که در توان داریم، بکار بگیریم و تمام تلاشمون رو بکنیم که تواین 28 روز باقیمونده تا محرم، سعی کنیم گناه نکنیم...شاید که عادتمون بشه....

من چقدر خودم رو دوست دارم?...
 
 از موی رنگ شده‌ام که می‌خواد تارهای سفید رو مثل روز اول بکنه بگیر تا خرت و پرت‌هایی که همین آخر هفته برای خودم  خریدم.... 
 
راستی من چقدر خودم را دوست دارم؟...
 
اصلا مگه می‌شه خودم رو دوست نداشته باشم و بتونم دیگران رو دوست داشته باشم؟...
 
خنده‌داره...ولی شاید  حدود 40 سال می‌شه که به این مساله فکر نکردم....
 
به ناخن‌هام نگاه میکنم... به ابروهام... به لباس‌هام که در کمد آویزونن...به کفش‌هام...به کتاب‌هام... به اون چیزایی که تابه‌حال نوشتم... به عکس‌های سفرها... به خونه... 
 
هر چقدر لابلای روزمرگیهام گم بشم، هم...اما تو تکاپوی تمام دوندگیها خودمو دوس دارم...خیلی هم دوس دارم....اگر چه که همیشه با خودم همسو نبودم، اما ناهمسو هم نبودم....من و شرایط و جامعه ام، با هم کنار اومدیم....اونقدر بلد بودم تحمل کنم که سخت نگذره....که به مردم اطرافم عشق بورزم...فکر کنم که خواهرم...که مادرم... که فرزندم....
 
@yetyet
 من به اندازه تمام چیزهای دوست داشتنی زندگیم که به‌دست آوردم خودم رو دوست دارم....
 
و توی این کافه ی قشنگ خونگی وقتی برای خودم چای میریزم و با خودم گپ میزنم، فکر میکنم که فرق کافه من با کافه‌های اون بیرون اینه  که صاحب این کافه رو عاشقانه دوس دارم....❤️
 
بیایید خودمون رو دوس داشته باشیم.....
 
@yetyet
یلدا ...

 

دوستان گلم

آخرین مهلت ارسال هایکو: ساعت 12 شب 18 شهریور (پنجشنبه).

منتظر هایکوهای خلاقانه شما هستم:)

مربوط به مسابقه :

بازی وبلاگی- هایکو

 

 

 

جایزه برنده مسابقه: کتاب :) 

که به آدرس برنده ارسال میکنم...

دوستای اهل کتاب...بشتابید :)

اسامی دوستانی که تا این لحظه همکاری کردند و هایکوشون رو ارسال کردند، در ادامه مطلب:

 

 

یلدا ...

یک بازی جدید...یک مسابقه جدید...

امروزه اغلب مردم جهان شعر ژاپن را با هایکو می‌شناسند. هایکو شعری است 17 هجایی که در سه سطر نوشته می‌شود. سطر اول و سوم هرکدام پنج هجا و سطر دوم هفت هجا دارند. هایکو نه وزن دارد و نه قافیه و آرایه‌های کلامی در آن به ندرت به کار می‌رود. 

هایکوکتاب، شعری است از عناوین کتاب‌ها که مبتکر آن ایرانیست.

طرز تهیه:

1- کتاب‌هایی که عناوینشون کنار هم مفهومی ایجاد میکنند را روی هم گذاشته و عکس بگیرید.
2- هایکوکتاب شما آماده است!

حالا اگر موافقید، شما هم با عناوین کتابهاتون، هایکو بسازید و هایکوهامون رو بذاریم به رقابت :) . حاضرید؟

چند هایکوی نمونه براتون میذارم در ادامه مطلب

یادتونه قبل از سال 2000، چقدر فیلم برای سال 2000 ساخته شد...چقدر پیشگویی راجع بهش شد...چقدر به نظر همه خاص و متفاوت بود...خیلیها فکر میکردن سال پایان دنیاست!...

دقیقا" مثل حسی که من نسبت به چهل سالگی خودم داشتم! فکر میکردم یک اتفاق مهم و غیر عادی ای قراره بیفته...حتی گاهی فکر میکردم چهل سالگیم رو نمیبینم!

امروز همون روز خاص و مهم بود برام...

صبح با آهنگ تولد مبارک دخملک صورت مخملیم از خواب بیدار شدم...بعد کاردستی و نامه قشنگ و پر از احساسشو دیدم...

و بعد اس ام اس های تبریک همسرم، خانواده مهربونم، بانکها، دندانپزشکیم، آزمایشگاه، نظام مهندسی و دوستانم....

انگار هر پیغام تبریکی که دریافت کردم، یه نور و انرژی به قلبم می پاشید...حتی پیامهای خودکار بانکها و موسسات...!

از صبح تصمیم گرفتم همه هدیه ها و پیامهای تبریکم رو باهاتون شریک بشم...چند تا اس ام اس های اول صبحم رو هم قسمت اسمشو پا کردم و آماده کردم تا اینجا آپلودشون کنم...اما اونقدر تعداد پیامهای دریافتیم زیاد شد که بعید میدونم فرصت کنم ازشون اسکرین شات بگیرم و بذارمشون اینجا...(اگر فرصت شد، حتما باهاتون شریک میشم)

باورم نمیشه که این همه هدیه زیبا از دوستام گرفتم...از نوشته های قشنگ که اشکمو درآورد تا موسیقیهای قشنگ که حال دلمو خوب کرد...از هدیه هایی که هر کدومشون با یک دنیا عشق بهم داده شدند تا پیغامهای پر از محبت دوستان حقیقی و مجازیم، فامیلم، همکارام، همکلاسیهای قدیمیم...

خدایا بابت تمام محبتی که امروز به قلبم سرازیر شد، شاکرم...

قدر همه این خوبیها و الطاف رو میدونم و خاضعانه متشکرم...

آماده ام برای شروع دهه چهارم زندگیم....

 

یلدا ...