هنوز

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوز


بگو...

اگر مجالى هست هنوز...
و دیر نیامده ام...
بگو...

 

 

1-جزئیات برام مهمند....از یک کل باعظمت، مهمتر حتی...

حتی گاهی یک کل، به خاطر جزء کوچکیش، برام خواستنی و دوس داشتنی شده....

مثال بزنم...

شهاب حسینی رو دوس دارم، به خاطر انرژی لبخندش و دندونهای ردیفش!

حمید فرخ نژاد رو به خاطر تن صداش!

گاهی مانتویی رو میخرم فقط به خاطر دگمه هاش!

فقط به خاطر طرح جغد کوچولوی گوشه یه تاپ، اون تاپ رو میخرم!

کل یه آهنگ رو گوش میدم تا برسه به اونجایی که دوس دارم و میگه: آخخخخ که دیگه فرنگیس!

یا تو آهنگ فریاد بزنه بگه: من بیقرارم، خانوم خانوم!          

 

2-تمام احساسات رو تو اوجش هستم...وقتی عصبانی میشم، بدجوری عصبانی میشم...وقتی میخندم، با تمام وجود میخندم...وقتی عاشقم، تمام عشقم رو میریزم به پاش...وقتی کاری دارم،که باید تحویل بدم، حتی ناهارم رو هم نمیخورم قبل از اینکه کار رو به ثمر برسونم...اگه دارم خونه رو تمیز میکنم، از کوچکترین جا نمیگذرم...

 

3- خط قرمزها... برای خودم خط قرمزهایی دارم...قبلترها بیشتر از اینها بودند... شاید خیلی راحت قضاوت میکردم دیگران رو... ولی زمان که گذشت و سالهای عمر که سپری شد و زندگی که آزمونهای سختی ازم گرفت یاد گرفتم که چه راحت میتونم جای هرکدوم از آدمها باشم... به جاشون شکست بخورم، یا پیروز بشم...اشتباه کنم...خطا کنم...وقتی کنار آدمای دیگه و شرایط زندگی وایمیستی دیگه نمیتونی اون خط قرمزها و قضاوتهارو با خودت حمل کنی....اونوقته که میفهمی هیچکسی اونقدرها هم گناهکار نیست...و هیچکسی اونقدرها هم معصوم نیست...

4- گاهی میشینم و به دریای خروشان زندگیم نگاه میکنم...به تمام لحظه هایی که باید قابشون کنم و آویزون کنم به دیوار زندگیم...یا اون لحظه هایی که از زندگیم منفک کنم و بندازمشون به گوشه ای دور، حتی به قیمت اینکه جاشون یک خلا بزرگ ایجاد بشه....و فکر میکنم این دریای متلاطم، کی قراره آروم بگیره...و زیر نورآفتابش بدرخشه...

 

5- چقدر گل و گیاه دوس دارم و چقدر بی استعدادم تو این زمینه...قبلترها گلدونای سفال میخریدم...توشون با عشق میکاشتم...روشون خوابای خوبمو با تاریخشون مینوشتم تا روز جون گرفتن گلا، روز تعبیر رویاهام باشه...امروز یادش افتادم...ولی جرات ندارم اون کارو تکرار بکنم...فرصتی ندارم انگار...تاب نمیارم ببینم گیاهم خشک شد و رویام بی تعبیر، محو شد...

 

6-یاد این جمله شمس لنگرودی افتادم یهو: دستهای تو تصمیم بود. باید می‌گرفتم و دور می‌شدم....

 

                     

یلدا ...

نظرات  (۱۰)

6.
ای مسافر خاموش!
تو همسفرم نیستی
همراه تو ام با دستبندی که بر مچ من بسته ای.
شمس لنگرودی
پاسخ:
 چه غمگین بود...
۲۷ مهر ۹۵ ، ۱۶:۳۱ منتظر اتفاقات خوب
پاراگراف اول دوست داشتنی بود.
دنبال دوست داشتنی هاتون برید.
پاسخ:
ممنون از لطفتون

حتما...با امید به خدا...
سلام
1_ زنها عموما جز نگرتر هستن در مقابل مردها که کل نگرند .. اما شاید تو مردها هم آدمهای جز نگر و بر عکس تو خانوما کل نگر وجود داشته باشه و من این دقتها رو دوست دارم چون تو تنظیم روابط انسانها بسیار کارآیی داره
2_ یه سوال دارم
اوج احساسات داشتن خیلی قشنگه .. حد پایین احساسات تو ارتباطات و تنظیم روابطتون مشکل ایجاد نمی کنه؟ یعنی شده یکی رو خیلی دوست داشتید بعد شدیدا ازش متنفر بشید؟
3_ قضاوت ادمها کار درستی نیست .. یا بهتر بگم کار خیلی سختیه .. باهاتون شدید موافقم
4_ آرزو می کنم تا بینهایت مثل یک ستاره بدرخشید ...
5_ چند سالیه عاشق گلهای شمعدونیم .. تو شعرام خیلی شمعدونی کاشتم ... به نظرم شمعدونیها خیلی با شعورن ...
6_  شمس خیلی بی رحم بود .. رفتن خیلی دل می خواد .. بهتر بود هیچوقت عطر دستهاشو برای کسی بجا نمی ذاشت ...
البته اگه بیاد درست منظورشو بگه می بخشمش :)))
پست امروزتو دوست داشتم چون حرف دل بود .. بر دل نشست ...
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون که پست رو با حوصله خوندید...تشکر...


1- خیلی...دیدن جزئیات در روابط متقابل، به طرف رابطه حس دلگرمی میده...
2- نه...یکیو که دوس داشته باشم تا ابد دوس دارم و کسی رو هم که بی دلیل یا با دلیل دوس نداشته باشم، هیچوقت احساسم بهش بر نمیگرده! تا الان که اینطوری بوده! ....
3- تو شرایط افراد که قرار بگیریم، تازه میفهمیم که حرف بزرگ نباید زد!
4- ممنون و همچنین...
5- شمعدونی عالیه...
6- :))

بازم تشکر از لطفتون

چقدر خودتون زیاد بود تو این ست
واسه همین پست زیبایی بودچه جز چه کل خخخخ
پاسخ:
:)
ممنون
خخخخ!

کـاش عشق آدم ها شبیه درخت های خرمالو بــود

که در پاییز برگهایشان را از دست می دهند

اما عشقشان به بار می نشیند و زیبایی می آفرینند ...


لیلا خراسانی فر

کتاب "کاش عاشق بودی"

پاسخ:
آخی...
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۷ بهار شیراز
هیچی دیگه ... پی بردم که یه دیونه مثل خودمی ... ها ها ها ...

دارم فرنگیس قمیشی رو گوش میدم اونم تو اداره ...

می خونم ...

 آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد.
به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد.





پاسخ:
بدجور دیوونه ام!!
اونایی که از نزدیک میشناسن منو، میدونن!


به به چه عالی:)
کیف کن...
سلام
پس مشترکات زیادی با هم داریم مخصوصا ناکامی در کاشت گل و گیاه :)
منتها شده کسی رو خیلی دوست داشته باشم و بعد به دلایلی ازش متنفر بشم
پاسخ:
سلام شکیبا جان
چه جالب :)

شکیبا من فکر نمیکنم متنفر باشی...مگر اینکه ازش آسیب دیده باشی...در غیر اینصورت حتما دوس داشتنش در اعماق دلت محفوظه...
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱ اسماعیل بابایی
نوشته ی پوست انداخته این حرف ها....
پاسخ:
سلام اسماعیل خان

ببخشید...من متوجه نشدم...:(
۳۰ مهر ۹۵ ، ۰۷:۲۶ اسماعیل بابایی
درود...
ببخشید، اشکال از صفحه کلید گوگل بوده موقع تایپ، منم چک نکرده بودم، شرمنده.
نوشته بودم:
نشونه ی پوست انداختنه این حرف ها...
پاسخ:
ممنونم ....


حمید فرخ نژاد؟؟ اون که صداش خش داره و یه طوریه! انگار صداشو با پشم شیشه خفه کرده باشن o_O
با شهاب موافقم ^_^
درمورد آهنگ و لباس فکر میکنم همه همینطورن
2.گمونم مثل تو باشم
3.بارها همین قضاوتها باعث شده دقیقا تو همون موقعیت قرار بگیرم و شدیدا دیگه از قضاوت کردن گریزانم...
4.دریا با تلاطمهاش زنده ست و باوجود تلاطمه که آرامشش ارزشمند میشه!
5.چه کار قشنگی!! خیلی جالبه!
6. من اینطور برداشت میکنم:
باید میگرفتم و با تو دور میشدم
پاسخ:
من همون خش داریش رو دوس دارم!

6- منم برداشتم مثل توئه اسی جان:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">