هنوز

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوز

آدرس کانال: yetyet@


بگو...

اگر مجالى هست هنوز...
و دیر نیامده ام...
بگو...

آخرین نظرات

یادتونه مدرسه که میرفتیم، نشستن تو ردیفای کلاس، تابع هیچ قانونی نبود!؟

مثلا من نردبون، چون جلو نشستن رو دوس داشتم، همیشه ردیف دوم رو برای نشستن انتخاب میکردم...دوستام هم هیچوقت اعتراضی نداشتن...

اما الان، روز ثبت نام، قد ایستاده و نشسته ی ساحل رو اندازه گرفتن و از روز اولی که رفتن سرکلاس، هرکسی جاش در کلاس مشخص بود...

شما چطور؟ دوس داشتید ته کلاس بنشینید یا جلوی کلاس؟

دوستان وبلاگی اصلا چطوره قدتون رو بنویسید تا به ترتیب قد ردیف بشیم؟:)))

یلدا ...

نظرات  (۴۱)

سلام 
موقع درس جواب دادن اول کلاس :))
چون معلم هامون از ردیف های اول درس کمتر می پرسیدن :)
بیشتر از آخری ها میپرسیدن البته این تو دبیرستان اتفاق می افتاد :)
ولی من همیشه وسط رو دوس داشتم :)
وسط یه حس آرامش بود :)
یادش بخیر...

+
خدا ساحل خانوم رو برای شما حفظ نگه داره ...آمین. 


++
یعنی الان قدمون بگیم ؟؛ )
بنظرم یه صندلی داغ اینجا بذارین اونوقت سوالات گلچین شده با قوانین خاص که جنبه خیلی شخصی 
هم نداشته باشه اینجا برگزار بشه :)
ما به مسابقات اینجا تو وبلاگ شما با مدیریت شما عادت که هیچ داریم پارتی هم داریم ؛ )
ما که تو وب جناب پنت هاوس کاهگلی نوبتمون نمیرسه حداقل اینجا پارتی مون کلفته :))))

قوانینش این شکلی باشه خوبه :)

http://shishlik.blog.ir/post/91

نظرتون چیه اونجا بگیم قدمون چقدره ؟؛ )

پاسخ:
سلام باران جان

آره موافقم ردیف دوم تا یکی مونده به آخر خوب بود...


ممنونم عزیزم...آمیییین....

قدت رو بگو میخوایم به ترتیب قد، صف بکشیم :)


چه جالب بود، این صندلی داغ:)
در اولین فرصت برگزار میکنیم:*
من همیشه ته کلاس نشین بودم مگه وقتایی که معلم منو میبرد تا جلوی چشمش باشم :))
کلاس چهارم ما به ترتیب قد نشستیم و معلممون چهار تا صندلی تک نفره گذاشت جلو یه جوری که جلوی دید کلاس رو نگیره بعد هر ماه از قد بلندای کلاس میاورد جلو که دلشون نشکنه :))
اما این سیستمی که میگی رو دوست ندارم اصلا که جاها رو معلوم کردن . معمولا بغل دستی ها جز بهترین دوستات میشن .اینو خود آدم باید انتخاب کنه . نه اینکه به خاطرر قد بقیه برات انتخاب کنن
پاسخ:
چه جالب :)

مدرسه ساحل همه چیزشون با برنامه ریزی مدرسه انجام میشه! دلبخواهی و این حرفا ندارن!
من همیشه ردیف جلو می نشستم و کسی هم اعتراضی نمیکرد
چون تنبلی و درس نخوندنشون رو پشت منِ درسخون پنهون میکردن

بزنم به تخته
ماشاءالله و هزار ماشاءالله قد من ١٨٧ سانت است :)
پاسخ:
شاگرد درسخون بودید پس :)

ماشالله:) هم قد برادر من هستید پس :)
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۷:۴۴ تبارک منصوری
من که کوچولو موچولو بودم و هستم البته...قاعده ی خاصی هم برای نشستن نداشتم..
اول سال ردیف جلو مینشستم بعد میرفتم پیش اون یکی دوستم تو ردیف سوم...بعد هم هوس میکردم برم پیش اون یکی دوستم تو ردیف آخر  و همینطور تا آخر سال توی چرخش و دوران بودم :)))
پاسخ:
مثل دختر من :)، ردیف اول نشوندنش :)
دوس دارم دخترای ریزنقش رو :)
با خیال راحت میتونن پاشنه بلند بپوشن!
ته کلاس اصولا واسه بچه تنبلا و متقلبا بود!! ما که یه عمر واسه میز اول دعوا داشتیم :))) حتی واسه سر میز و ته میز نوبت میذاشتیم که دعوا نشه!!
البته هر چی به مقاطع بالاتر میرفتیم بچه ها به ردیف های آخر علاقمند تر میشدن!
از آخرین باری که قدمو اندازه گرفتم سالها میگذره! به نظرم اجحافه درحقم اگه همون عدد رو بگم
من برم اندازه گیری :دی
پاسخ:
پس زرنگ بودی :)

چرا اجحاف؟؟؟

هنوز اندازه نگرفتی؟؟؟:)
سلـام :)
حالتون خوبه؟

نردبون! :))

چ خوبه ک ب ترتیب قد میشینن بچه ها.. البته دوره ما نردبونا!:) ب صورت خودجوش آخر مینشستن.. اما بقیه ردیف ها بی قانون بود!

ردیف جلو رو دوست نداشتم! معمولا ردیف دوم یا سوم مینشستم.. اونم ستون(؟) کناری!

اگه کسی قدشو دقیق ندونه بده؟ :|
:)
بین 175تا180 باید باشم!!
فقط.. خانم معلم کلاسمون چیه؟؟ عربی نباشه فقط ک دوس ندارم! :/
پاسخ:
سلام خداروشکر خوبم


آخه 173 تو خانوما، نردبون محسوب میشه! :)


منم ستون کناری معمولا سمت چپ رو دوس داشتم، ردیف دوم :)


خیلی بده :)) اندازه بگیرید قدتون رو


کلاس هندسه ست:)
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۳ اسماعیل بابایی
من بسته به حس و حالم جای مشخصی داشتم!
سال های خرخونی، مثل دوم دبیرستان به بعد، بیشتر ردیف دوم می نشستم!
۱۷۲
پاسخ:
ردیف دوم جای خرخوناست پس :)
شکر...

از اون لحاظ!:)

چ جالب..

قدم 176! البته با این متر پارچه ایا گرفتم.. تلرانس داره یکی دو سانت!:)

پس.. کی میشه این زنگ بخوره...؟!!
:))
پاسخ:
ممنون...

سر زنگ هندسه، میگید این درسا بسه؟؟؟؟؟!!!!
خب هرچی بلندتر بهتر!
تغییری نکردم :|
همون 168 ^_^
پاسخ:
تو هم قد بلندی :)

خوبه که دوس داری قد بلندی رو...من چون پاشنه بلند پوشیدنو خیلی دوس دارم، دوس داشتم یه کم کوتاهتر باشم :) البته الانم جایی که همسرم کنارم نباشه، با پاشنه بلند، عقده گشایی میکنم :))
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۵ بای پولار
نه بابا زمان ما هم ناظم می اومد یه اصلاحاتی به خرج می داد توی نشستن!!!
پاسخ:
آخه شما جدیدتر از منید :)
زمان ما این خبرا نبود :)
بله بله.. :)))
پاسخ:
بله؟؟؟!!! :))))

شما یه لنگه پا وایسا گوشه ی کلاس! :)))
سلام
هاها چه بامزه ! زمان ما هم معلم یه نظارتی می کرد ... بالاخره قد کوتاه فسقلیا رو بیشتر ردیف جلو می نشوندند ... توی دبستان که یادمه دوست داشتم ردیف اول بشینم ولی به نسبت قد بلند بودم اون موقع و خیلی وقتها هم ردیفهای وسط می نشستم ... توی دبیرستان اون آخرای کلاس بودم بیشتر ... ردیف آخر یا یکی مونده به آخر ... چون بازیگوش بودیم و می خواستیم با دوستم سرکلاس کتاب غیر درسی بخونیم و اون آخرا بهتر بود برای بازیگوشی و کتاب غیر درسی خوندن یا یواشکی چیزی خوردن ... همیشه هم شاگرد خوب کلاس بودما ... ولی بدم نمی اومد از اخر کلاس نشستن ... توی دبستان ردیف اخر برای شاگرد تنبلا بود ولی بعد راهنمایی و دبیرستان اینجوری نبود ....آخه راهنمایی و دبیرستان مدرسه تیزهوشان بودم و اونجا دیگه خنگ و درس نخون اصلا وجود نداشت (:
قدم 162 است ... 
پاسخ:
سلام مهراوه جانم :**
خوبی؟ 


تیزهوشان خوندی؟ سخت نبود؟



من همش فکر میکردم هم قد منی، چرا؟
چشم...  >_<

:)))
پاسخ:
:))
من چون عینک میزدم تا سال اول دانشگاه جلو بودم :)
خیلی کم پیش می اومد عقب بشینم :)
قدمم به نسبت بقیه از همه بجز دختر عموم (دختره دختر عموم ) بلندتر بود .
همیشه بلندتر بود.ولی برای چشمام می اومدم جلو
خانم اجازه ما اشتباه اومدیم هندسه رو با وجودی که دوس داریم ولی خب من رشته مون آشی است و ربطی 
به هندسه و اینا نداره :دی 
پس قد هم نمیخواد مگه اینکه زنگ بعد انشاء یا نقاشی داشته باشیم که بیام قدمو بگم :)))))
البته بعد از یک استراحت کوتاه :)))
نظرتون چیه ؟:))):دی 

پاسخ:
قد بلندا اکثرا" عینکین:)

زنگ بعد انشا داریم :)))

منتظریم ::*
آخ جون انشاء ^_^
حالا خوبه من هیچوقت انشاء رو خودم نمینوشتم ولی بهترین نمره رو میگرفتم :)

فکر کنم قدم 160باشه یعنی تا ده سال پیش همین بوده دیگه :)
بعد اون دیگه قد نکشیدم نه اندازه شو نه خودش رو :)))
ولی بقول خواهرزاده ام بزرگترین دغدغه بچگی شون این بوده که قدشون از من بزنه بالا :))))
که کم مادرشون بهشون بگه ببینین یاد بگیرین از خاله برین بسکتبالی چیزی قد بکشین :)))
حالا هم خدا رو شکر قدشون از من رفته بالا و دیگه دغدغه ای ندارند :))))

+
ما عینکی بودیم چون بقول مادرم از ارثیه ی  خانواده پدری عینک شون به ما رسیده بود :))))
منو و برادرام کلا این ارثیه خانواده پدری به ارث بردیم :)))

ممنونم 


پاسخ:
منم عینکیم :)
هم پدرم هم مادرم عینکی هستن
اینطور که معلومه من باید برم ته وبلاگ بشینم !!!
:|
پاسخ:
فکر کنم همینطوره :)))
سلام
قدم متوسطه معلما دوست داشتن ردیف وسط بشینم اما خودم ردیف آخر و دوست داشتم یا حداقل یکی مونده به آخر :))
تا دوم دبیرستانی علاقه به درس خوندن نداشتم ولی از سال سوم متحول شدم علاقه عجیبی پیدا کردم :)
پاسخ:
سلام شکیبا جان
یه شاگرد زرنگ دیگه:))
سلام
قد خودت چقدره مگه یلداجون؟ می دونم قد بلندی و شایدم قبلا گفتی ولی یادم نیست ... 
من چهارشونه هستم و با اینکه قدم زیاد بلند نیست ولی کوتاهم نیست و کلا با صلابت به نظر میام (:
پاسخ:
سلام مهراوه جان
من 173:))

۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۲:۵۰ بهار شیراز
منم با 166  سانت قد به همراه کلی عرض، همیشه ردیف دوم اما چسبیده به دیوار می نشستم. اون گوشه دیگه مانع دید کسی نبودم.
منم یه جورایی خر خون بودم اما مسیر رو اشتباه رفتم. یعنی بد انتخاب رشته کردم. حالا دارم تلافیش رو در میارم
پاسخ:
:)
بله خرخونی تو که معلومه، الانم داری درس میخونی...من چندبار تصمیم گرفتم بشینم درس بخونم برای دکترا، اما همت نکردم!

ای بابا.. باید بریم آخرای کلاس که! :|


راستی .. مبصر کلاس کیه ؟؟

:)

پاسخ:
ردیف جلویی مرتضی خان بشینید، یکی مونده به آخر :)


مبصر رو رای گیری باید بکنیم، بعدا:)
سلام
خوب یادمه اول ابتدایی صندلی جلو دقیقا روبروی خانوم معلم نشستم و همون روز اول ماچی نصیبم شد :))) یه پسر کوچولوی سفید و تقریبا بور بودم 
تو بقیه مدرسه و دانشگاه هم همیشه ردیفهای جلو نشستم و از درس جواب دادن  بدم نمی اومد الان هم همینطورم و تو جلساتمون نزدیک مدیر و گاهی خودم مدیرم
قدم خیلی بلند نیست 175_6

پاسخ:
سلام
:)))
شاگرد زرنگ بودین پس:)
بدون پابلندی?:))
هاااا بدون پابلندی:))))
از بهارررررر بپرس منو دیده :))
پاسخ:
:)))

شوخی کردم

@ کامنت 12:44

محمدرضا خان.. که اینطور! :)))
چه خوب.. کنار هم باید بشینیم ^_^
تقلب برسونیدا! :))
پاسخ:
نخیر
شما صندلی تکی باید بشینید!
همه ش یا به فکر تقلبید یا تعطیل کردن کلاس:))




محمدرضاخان

میثم تو عزیز دلمی
تقلب می رسونم چون اصلاً ترسو و بخیل نیستم تو این قضایا :))))
یه سفره ای پهنه بذار همه از این خوان علم و معرفت نصیبی ببرن
چطوره یلدا خانوم؟ :))))

پاسخ:
به به!

جلوی چشم معلم؟؟؟؟


میثم خان
خانوم معلم خانوم معلم
من حاضرم رو صندلی داغ بیشینم .. :)))))
پاسخ:
:))
خانوم درس چیه کتاب چیه؟ هندسه و حساب چیه؟ :)))))
پاسخ:
نه اینطوری نمیشه!

خیلی اخلالگر شدید :)

باید یه فکری برای این کلاس بکنم!
صندل داغ بزنین :))))
پاسخ:
خشونت، هرگز:))
ی قانونی هست ک میگه..
کسی ک بخواد تقلب کنه، میکنه.. معلم اصن نباید خودشو خسته کنه!! :)

مرسی محمدرضا خان.. باور کنید منم حریص نیستم.. همون 17-18نمره هم برسونید کافیه...:|

با کامنت 09:12 هم خیلی موافقم!
:))
پاسخ:
!!!!

خیلی شلوغی میکنیدا!!

با محمدرضاخان برید وایسید گوشه ی کلاس
آخجون لی لی
میثم برررررررریم؟ :)))))
پاسخ:
!!!!!!!!!

فردا با ولیتون بیایید
ولیمون رفتن گل بچینن :)))
پاسخ:
اخراج آقا اخراج :)
:)))
پاسخ:
:))
منم میرم ماشینتونو پنچر می کنم :))))
پاسخ:
!!!!!
من از این مدرسه میرم
۲۱ آذر ۹۵ ، ۲۰:۳۹ پیمان کرامتی
من کلا قدم کوتاه بود بچگی فکر کنم خخخخ

اول تا سوم مینشستم خخخ

۱۷۲ الان :)
پاسخ:
:)
خانوم خانوم
بهار با ناخون ماشینتونو خط انداخته :))))
توصیه می کنم با ما دهه شصتیا در نیوفتی و رفیق باشی :)))
پاسخ:
چه بچه هایی
خدا به دور :))
الان دارم فکر می کنم داریم با معلممون به یه نقطه مشترک می رسیم .. شما می مونی
اصن موقع بزن و بکوبه .. :))))))
پاسخ:
!!!!!!!

نخیررررر

من دارم از دست شماها میذارم میرم از مدرسه
۲۳ آذر ۹۵ ، ۲۰:۵۲ بهارشیراز
کار ممدرضا خودشه اجاز خانم دروغ میگه
پاسخ:
من با این کلاس شلوغ و بچه های شلوغش چه کنم خداااااااا؟؟؟؟؟
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۹ جناب دچار
من بخاطر اینکه عادت کرده بودم همه چیو سرکلاس یاد بگیرم پس ردیف اول میشستم :) شاید برعکس! چون ردیف اول بودم بهتر یاد میگرفتم/ نمیدونم
پاسخ:
شاگرد زرنگ بودید معلومه:)
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۸ جناب دچار
زرنگ بودم
چون بابام خیلی ازم توقع داشت!
خیلی کتاب به خوردم داد :) انقد که نزدیک بود آخوند! بشم
پاسخ:
شدید که:)
۲۵ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۸ جناب دچار
خخخخ :)
خدا قبول کنه
(تسبیح من کو!)
پاسخ:
:)
حاج آقا وارد می شود
۲۵ دی ۹۶ ، ۰۸:۵۳ جناب دچار
اشتباه گرفتین مادر :)
پاسخ:
نه پسرم.
مادرا تجربه شون زیاده اشتباه نمیکنن!
۲۵ دی ۹۶ ، ۰۹:۰۰ جناب دچار
آره راست میگین اون داداچا هستن که اشتباه میزنن!
+ بقول شاعر!
اشتباه میزنی داداچ :)))
پاسخ:
داداچ جناب دچار، این کامنت برای شماست!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">