هنوز

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوز


بگو...

اگر مجالى هست هنوز...
و دیر نیامده ام...
بگو...

دیدی به یه چیزایی عادت میکنی؟...چیزایی که اگه برای بعضیا یه بار هم پیش بیاد، ناخوشاینده و هرگز تحملش نمیکنند و چه بسا، کار رو به جاهای باریک بکشونند...

ولی تو هر روز هر روز، همون چیزا، رفتارا، حرفا،...برات پیش میاد و تو در یک لوپ تکراری، اون حرفا رو میشنوی...اون رفتارا رو میبینی...بارها و بارها، احترامت میشکنه...غرورت میشکنه...نفست بند میاد...یه چین جدید به چینهای صورتت اضافه میشه...یه موی دیگه ت سفید میشه...و تو ادامه میدی...

چرا واقعا"؟...

شاید به این خاطر هست که تو زندگی اولویتهایی برای خودت تعریف کردی...شاید برای اون اولویتها بیش از خودت و غرورت، ارزش و احترام قائلی...

...

اما معتقدم...رنج کشیدن و دم برنیاوردن، مرزی داره...حدی داره...شاید تا جایی که کارد به استخوان برسه...و اون روز، دیگه هرگز...هیچ اولویتی...جلوی فریادت رو نخواهد گرفت...


این تحمل، آستانه داره...میشکنه...


مثلا" مثل کم خونی...یا فشار خون کم...سالهای سال، با کم خونی زندگی میکنی...مثل یه آدم معمولی با شرایط نرمال...پا به پای آدمهای نرمال فعالیت میکنی...کم خونی و فشار خون کم، جزئی از تعریفت میشه...شاید کس دیگه ای با شرایط نرمال، فشارش بشه اندازه فشار همیشگی تو، نیاز به رسیدگی و اورژانس پیدا بکنه...اما تو سالهاست با این قضیه کنار اومدی و ساختی...بعد یهو در شرایط خاص...دیگه نمیتونی به تحملت ادامه بدی، دیگه نمیتونی مثل آدم عادی رفتار کنی...مثلا جراحی ای پیش میاد...اینجا دیگه تو با بقیه فرق داری...باید بهت واحدها خون تزریق بشه تا بتونی از عمل جون سالم به در ببری....اون عمل جراحی ناخواسته، مقاومت ظاهری و تحمل مغرورانه ت رو در هم میشکنه و فریاد میزنی، من خون میخوام...دیگه نمیتونم تحمل کنم...بهم خون ندید، میمیرم...


مراقب آدمها و آستانه تحملشون باشیم...قبل از اینکه یه روز فریاد بزنند: من دیگه نمیتونم تحمل کنم...من عزت نفسم رو میخوام....



یلدا ...

نظرات  (۶)

۲۰ تیر ۹۵ ، ۱۲:۱۵ سرباز صفر
سلام
به روزم با " پوستر زکریا اخلاقی، شاعری که رهبرم قدر شعرش را می‌داند "
خوشحال میشم نظرتو راجع به پوستر بهم بگی
http://sarbaz0.blog.ir/post/1397
در ضمن امکان جدید در سرباز صفر به وجود آمده است.
 سرباز صفر آماده تبادل لینک با شما دوست عزیز می‌باشد.
http://sarbaz0.blog.ir/page/Link-Exchange
منتظر حضور شما در سرباز صفر هستیم.
التماس دعا
پاسخ:
سلام
کاش واقعا مراقبِ آستانه ی تحمل هم باشیم :)
+متن کاملا قابل درک بود :)
پاسخ:
حریمها و حرمتهارو در تمام روابط باید حفظ کرد...حرمتها که شکسته بشه در رابطه ای، دیگه باید فاتحه ی اون رابطه رو خوند....
سلااااااام خانم مهندس .....کی جرات کرده ناراحتتون کنه ......!!؟؟
پاسخ:
سلام حبیب خان

کلی نوشتم:)
با فالو کردن موافقین
پاسخ:
مدتهاست وبلاگتونو دنبال میکنم و میخونم...
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۰ روزمرگی ...
خود رنجم و خود صلح کنم عادتم این است
یک روز تحمل نکنم.. طاقتم این است...
وحشی
پاسخ:
چقدر شعر خوبی انتخاب کردید، وصف حالمه :)
....
پاسخ:
....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">