هنوز

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوز


بگو...

اگر مجالى هست هنوز...
و دیر نیامده ام...
بگو...

جان منست او هی مزنیدش!

آن منست او هی مبریدش!

-

آب منست او! نان منست او!

مثل ندارد باغ امیدش!

-

متصلست او! معتدلست او!

شمع دلست او! پیش کشیدش!

-

هر که ز غوغا، وز سر سودا،

سر کشد این جا، سر ببریدش!*

-

-

*منظور از "سر ببریدش" چیه اینجا؟!

یلدا ...

نظرات  (۱۴)

بهبه ...🌷🌷🌷🌷🌷
پاسخ:
اینجا اعصاب نداشته مولوی...
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۲۲ ♫ شباهنگ
ینی هر کی فضولی کرد سرشو ببرین :دی
پاسخ:
:))
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۰:۳۰ بای پولار
هر کی که فقط ادعاست و شر و شور اضافی داره و یا اونی که دنبال سود و منفعته رو باید از اینجا انداخت دور.
که اینجا فقط جای اهل دله...
پاسخ:
مرسیییی...
سر هر کیو دوس داشتی بزن خو :))))
پاسخ:
:)
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۲ روزهـا ..
احتمالا مولوی هم داعشی بوده!! :))

جناب بای پولار.. جسارتا باهاتون موافق نیستم.. اتفاقا منظور شعر عکس نظر شماست.. البته شایدم من اشتباه میکنم...

بعضیا میگن ک این شعر.. در وصف شمس و آزار و اذیت کردنش و از شهر قونیه بیرون رفتنش هستش.. بعضیا هم میگن راجع به دوران حضرت علی و ب زور بیعت گرفتن از ایشان هستش ک این دومی دور از ذهنه!

ب نظرم سر ببریدش را با توجه به بیت های بعدیش باید معنی کرد..
هرکه ز غوغا وز سر سودا  //  سر کشد اینجا سر ببریدش
هر که ز صهبا آرد صفرا    //    کاسه سکبا پیش نهیدش
عام بیاید خاص کنیدش    //  خام بیاید هم بپزیدش

فکر کنم بیت دوم از بالا ( هر که ز صهبا....) مصداقی واسه بیت قبلیشه .. آرایه اسلوب معادله میگن بهش اگه اشتباه نکنم
صهبا : شراب انگور  .. صفرا همون زردی یا زرداب .. سکبا هم یعنی آش بلغور یا شوربا که واسه درمان زردی تجویز میکردن..( مولوی هم اینکاره بوده ها! :))) )

منظورش اینه ک هر کسی ک مثل طبل تو خالی ، پر سر و صدا و پر مدعا میاد به سمت شما(عارف) .. ب جای دست رد به سینش زدن و روندنش.. راه و رسم سیر و سلوک رو بگین بهش.. سر بریدن هم کنایه از همون خاص کردن و پختن اون شخص خام و مدعیه

مثال دیگه سر بریدن تو این شعر مولوی هست...
http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh2505/
ک همونطور ک میبینید.. تو بیت هفتم گفته ک جنس شمشیرش از چه جنسیه...

این غزل مولوی.. ی جورایی بی ربط با اون بیت معروف سعدی نیست ک میگه..
این مدعیان در طلبش بی خبرانند .. کانرا ک خبر شد خبری باز نیامد
پاسخ:
خیلی جالب بود
ممنون از این توضیح مفصل


یعنی سر بریدن به معنی راندن نیست بلکه در حمایت قراردادنه...

بازم تشکر...
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۳:۵۷ روزهـا ..
شعر کامل این غزل...
http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh1280/

لینک آهنگ متصل چاوشی واسه دوستانی ک گوش ندادنش..
http://up.bia4music.org/music/95/3/Mohsen%20Chavoshi/Mohsen%20Chavoshi%20-%20Amir-e-Bi%20Gazand%20%28128%29/12%20Mottasel%20%28Connected%29%20%28128%29.mp3

اینم لینک آهنگ «آن منست او» از محسن نامجو ..  ک دوبیت اول همین شعرو خونده
http://s2.picofile.com/file/7346734301/04_Aane_Man_Astoo.mp3.html

اما انصافا چاوشی دلی تر خونده!
پاسخ:
مرسی از لینکها

چاوشی محشر خونده...نامجو رو هنوز گوش ندادم...


ممنون میثم خان



بعدا نوشت: اصلا چاوشی یه چیز دیگه ست...خیلی بیشتر دوست داشتم چاوشی رو...البته منهای هیاهوی گیتاربرقی آخرش!
فک کنم معنای نزدیکی با این بیت حافظ داره:
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
پاسخ:
آره درست میگی انگور جان...
۱۲ دی ۹۵ ، ۱۵:۴۵ علیرضا امیدیان نسب
عه بقیه گفتن
عالی بود
پاسخ:
:)
با سپاس،
به نظرم در أین جا بزمی برقرار بوده که مولوی نمی خواسته هیچ «غیر»ی را در اون راه بده، چه که جمعشون جمع بوده! 
«سرکشی» در این بیت ایهام داره؛ هم می تونه به معنای دزدیده نگاه کردن باشه، وهم به معنای غوغا کردن و به هم زدن این حال خوب، که در هر دو صورت نباید باشه و برای این فضای خوب مزاحمتی ایجاد کنه.
پاسخ:
ممنون از شما

تفسیر خیلی جالبی بود، ممنونم...
جان منست او هی مزنیدشآن منست او هی مبریدشآب منست او نان منست اومثل ندارد باغ امیدشباغ و جنانش آب روانشسرخی سیبش سبزی بیدشمتصلست او معتدلست اوشمع دلست او پیش کشیدشهر که ز غوغا وز سر سوداسر کشد این جا سر ببریدشهر که ز صهبا آرد صفراکاسه سکبا پیش نهیدشعام بیاید خاص کنیدشخام بیاید هم بپزیدشنک شه هادی زان سوی وادیجانب شادی داد نویدشداد زکاتی آب حیاتیشاخ نباتی تا به مزیدشباده چو خورد او خامش کرد اوزحمت برد او تا طلبیدش
پاسخ:
مرسی مهراوه جان:*
سلام یلدا جان
متن کامل غزل رو فرستادم که با دقت تر بخونیم و بفهمیمش ... ولی وادی شعر مولانا وادی عشقه ... باید با دل حسش کنی ... باید مولانا رو بشناسیش ... باید سبک عشق ورزیش رو بدونی ... مولانا مسته از عشق ... در حالت بی خودی و در حال سماع شعر میگه ... مولانا همیشه تناقض داره ... بعدشم شعرهاش رو در فضا و تجربه ای میگه که ما الان اصلا نمی دونیم اون فضا چی بوده و چه اتفاقاتی افتاده بوده ... مثل خود ماها که یه تجربه و حسی داریم و بعد به اشاره میاییم یه نکاتی رو بیان می کنیم و میگیم و ممکنه کسی که کل تجربه و جریان ما رو ندونه اونجوری که باید نفهمه ما چی میگیم ... مثلا فرض کن مولانا عاشق شمس بوده ... اطرافیانش درک نمی کردند و هزار تا حرف هم براشون در می اوردند ... بعد هی شمس رو اذیتش می کردند ... بعد شمس میذاره و بی خبر میره ... مولانای عاشق ما دلتنگ و کلافه و عصبانیه ... بی تابه ... دلش می خواد سر به تن این آدمایی نباشه که شمس رو نمی فهمند و نمی شناسند ... توی حالت مستی و خلسه بی تابی می کنه و از عشقش میگه ... میگه اون متصله ... اون معتدله ... اون مال منه ... از منه ... اینقدر اذیتش نکنید ... میگه اون همه چیز منه ... بعد میگه هرکسی اینکاره نیست و نمی فهمه اصلا سرش رو بکنید !!! بیرونش کنید از این جمع ... بعد انگار پشیمون میشه ... می بینه راهش این نیست ... پشتش میگه هرکسی که خام و نپخته است باید پخته بشه و خاص بشه تا بفهمه این حرفها رو ... اگه می تونید بپزیدش ... خاصش کنید ... تا بفهمه من چی میگم ... بعدشم میگه وارد این وادی شدن خیلی سخته و خیلی زحمت داره تا طلبیده بشی و بیای و تجربه کنی ... وادی عشق ... 
این حس و برداشت شخصی من بود ... الله اعلم ...
پاسخ:
خیلی جالب بود
مرسی مهراوه جان :*
لذت بردم...
سلام یلدا جان
از شعر و شاعری سر در نمیارم گرچه شنیدنش و دوست دارم
پس نظر دادن در موردش باشه برای صاحب نظران
پاسخ:
سلام شکیبا جان
:*
۲۳ دی ۹۵ ، ۱۰:۱۸ ابرارغوانی
سلام یلدا بانو جان:-*
خواستم بگم که ؛با حس وبرداشت؛خانم مهراوه موافقم ؛تشکروسپاس ازایشان وسرانگشت گویاشون:-*
بااجازه شما این شعر رو تو وبلاگم می نویسم.
پاسخ:
سلام دوست خوبم:*
منم خیلی دوس داشتم توضیحشو

خواهش میکنم عزیزم :*
هردومون با اجازه مولانا گذاشتیم این شعرو :)
سلام 
خوبین ؟
دلمان برای دلتان تنگ شده :*
ایشالا هر جا هستین شاد و سلامت باشین :)

پاسخ:
سلام باران جان
خوبم...ممنونم از محبتت:*
منم برات شادی، سلامتی و رضایت آرزو میکنم:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">