هنوز

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوزم آسمانم را تو خورشیدی....

هنوز

آدرس کانال: yetyet@


بگو...

اگر مجالى هست هنوز...
و دیر نیامده ام...
بگو...

آخرین نظرات

شعرهای پیشنهادی دوستان رو در ادامه ، قرار میدم . شماره شعر مورد نظرتون رو انتخاب کنید لطفا ( تا فردا ساعت 12 ظهر)

1- نعشه ی شعرم ولی دارم خماری میکشم
گوشه دنج اتاقم بی قراری میکشم

تکه های خاطراتم را کنارم چیده ام
پشت عکس یادگاری،یادگاری میکشم

روزگارم را اگر یک روز نقاشی کنم
یک قفس با خاطرات یک قناری میکشم

مثل گربه دور دیزی بی قرار و باحیا
باهمه دارایی ام درد نداری میکشم

خواب دیدم ماه بانوی دیار مادری
آذری می رقصد و من هم هزاری میکشم

بسکه میسازد خرابم میکند با خاطرش
حسرت یک استکان زهرماری میکشم

بی جوابم هر که می پرسد(کفن پوشی چرا)
حبس سنگینی به جرم بی مزاری میکشم

از ازل با من غریبی کرد،حالا غرق خواب
ملحفه روی تن بخت فراری میکشم

باز هم پایان بازی‌های تکراری رسید
شب سحر شد همچنان دارم خماری میکشم

.

.

.

2-با همه ی بی سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام
طاقتِ فرسوده‌گیم هیچ نیست
در پیِ ویران شدنی آنیم

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
آمده‌ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه‌ی توفانی‌ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
منتظر لحظه‌ی توفانی‌ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی‌ام؟
ها ... به کجا می کشی‌ ای خوب من!؟
ها ... نکشانی به پشیمانی‌ام

.
.
.
3- قسم به نم نم باران که دوستت دارم ‬‫
به اشک‌های خیابان که دوستت دارم 

قسم به سعدی و حافظ، به منزوی... قیصر‬
به شاعران پریشان که دوستت دارم 

قسم به مجلس مادر، به کاسه ی شله زرد‬
به نذرهای فراوان که دوستت دارم

ورای فقه، ورای کلام، باور کن
ورای فلسفه... عرفان... که دوستت دارم

بجای این‌که بخواهم ... و یا ... ولش کن! نه!
عجیب نیست کماکان که دوستت دارم

قسـم نـمی‌خـورم امـا اگــر قسـم بخـورم 
به آیــه آیــه‌ی قـــرآن کــه دوستت دارم . . .

.
.
.
4-تو به من خندیدی
 
و نمی‌دانستی
 
من به چه دلهره از باغچه همسایه
 
سیب را دزدیدم
 
باغبان از پی من تند دوید
 
سیب را دست تو دید
 
غضب آلود به من کرد نگاه
 
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
 
و تو رفتی
 
و هنوز...
 
سال‌هاست که در گوش من آرام آرام
 
خش خش گام تو تکرار کنان
 
می دهد آزارم
 
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
 
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت؟!
.
.
.
5-چنان مردم از بعد دل کندنت
که روح من از خیر این تن گذشت

گلایه ندارم نرو گوش کن
تو باید بدانی چه بر من گذشت

تو باید بدانی چه بر من گذشت
زمانی که دیدم کجا میروی

تقاصت همین است عزیز دلم
که بنشینی از کشتنم بشنوی

خودم خواستم با تمام وجود
با تویی که نبود عاشقانه بمانم

من این عشق را با همین کوه غم
روی دوش دلم تا ابد میکشانم

خودم خواستم با تمام وجود
با تویی که نبود عاشقانه بمانم
من این عشق را با همین کوه غم
روی دوش دلم تا ابد میکشانم
.
.
.
6-دل من دیر زمانی ست که می پندارد:

« دوستی » نیز گلی ست 

مثل نیلوفر و ناز ،

ساقه ترد ظریفی دارد

بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد

جان این ساقه نازک را 

-دانسته-

بیازارد!

در زمینی که ضمیر من و توست

از نخستین دیدار،

هر سخن ، هر رفتار،

دانه هایی ست که می افشانیم

برگ و باری ست که می رویانیم

آب و خورشید و نسیمش « مهر » است .

گر بدان گونه که بایست به بار آید 

زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید

آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف 

که تمنای وجودت همه او باشد و بس

بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس

زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است

.

.

.

7- از اشعار محمدرضا خان:

گفته بودی:
"برای کسی بمیر که برایت تب کند"
من اما
تا حد مرگ
تب کرده ام برایت ...

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

سرم را می خواستن اسکن کنن
قلبم داشت می ریخت
تا جواب هزار بار مردم و زنده شدم
خدا را شکر
اثری از تو در عکسهایم نبود ...

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

سپید سبک شعرهای من نیست
سپید تویی
که واژه واژه می سرایمت
حجم دلتنگیهایم تا ستاره ها قد کشیده اند
حالا بر بال ابرها دست به دست تو
رویاهایم را حجی می کنم ...

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

من و تو هزار سال است
که زنجیر بسته ایم
به پای احساسمان
مانده ام با اینهمه بند
از پا نیفتاده ایم ...

 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

سالها بعد
وقتی که پیر شدیم
به بزرگترین پارک شهر بیا
منتظرت نشسته ام
با کوله باری از شوق
عشق،
شناسنامه نمی شناسد ...

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

تمنایم اینست
که هزار و یک شب بنشینم
و تو
 سکوت هزار ساله ات را برایم زمزمه کنی ...

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

تا آخرین نفس بهار جوانه بزن
پاییز
نوبت عاشقی انارهاست ..

.

.

.

8-

صدای تو را دوست دارم‏

صدای تو از "آن" و از جاودان می سراید

صدای تو از لاله زاران که بر باد...‏

صدای تو از نوبهاران که در یاد می آید.‏

صدای تو را ، رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم‏

 ‏ صدای تو‏ از آن سوی شور ‏

از پشت بیداد می آید ،

و جان دل من ،

دل و جانم از آن به فریاد می اید

صدای تو اندوه خیام را دارد

در آن دم که چون کهکشان ، ابری از ماهتاب و ستاره‏

نوای غزلهای حافظ بر آن،‏

شاد خواران و اندهگزاران ، ببارد ، بشارد ‏‏صدای تو‏

اندوه شاد صدای تو را دوست دارم‏

مخالف سرای همایون و بیداد!‏

صدای تو در پرده ی دلکش شور زیباست و بر موجزاران دشتی ، ‏

و بر اوجساران ماهور‏ و در هر چه گوشه ست از هر چه پرده ست

حریر صدایت به تحریر ، ‏چو بر صیقل برکه ها بازی نور زیباست

‏ صدای تو همبفتی از مخمل آب و از طعم آتش‏

صدای تو ، چون روح آیینه ی بی خش و بی غش‏

جهان در صدای تو آبی ست‏

و زیر و بم هر چه از اصفهان در صدای تو آبی ست‏

و هر سنت از دیر گاهان و هر بدعت از ناگهان ‏

در صدای تو آبی ست‏

و نو می شود کهنه ، وقتی که از پنجره ی حنجره تو‏ گذر می کند‏

و تالار پژواک را در دل و جان تو به صد چلچراغ از برافروختن

چو تالار آیینه ، از چار سو شعله ور می کند‏

به هر گاهی از خوش ترین های بیگاه‏ ‏صدایت چو قالیچه ای نور ‏می آید

و زین آسمان ترشروی مرا می رباید ، مرا می برد دور‏

سوی مخملستان ژرف پگاه آسمان نشابور‏

‏ صدای تو بیداد اندوه در شور شادی

صدای تو فریاد زنجیر و گلبانگ آزادی من‏ صدای تو آبادی من‏

صدای تو هیهای ویرانی من‏ صدای تو معنای ایرانی من‏ صدای تو...‏

‏ ای دوست!‏ ای من!‏ کجایی؟

که از ناکجاها می آیی و از آن مرا می ربایی

و من هیچ ، من هیچ تر ‏من نه من

من منم ، تا می آیی؟!‏ و سیم نسیم است

اینک که بندد میان تو تا من پل ، ای دوست!‏

و موسیقی غربت من نثار صدایت ‏

که در انفجارش ، من از اشک خونین

به روی صدایت فشانم گل

ای دوست....
.
.
.
9-
بی‌صدا
فرو می‌ریزم
زیر حجمی از سکوت‌ت
یک بار دست ِ کم
مرا به نام کوچک‌
صدا بزن! ... 
از وبلاگ شبگرد ...https://shab-gard.persianblog.ir/3MQ4qpMdj8HDKqv61bGG
-%D8%A2%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C
.
.
.
10- وزی دل من که تهی بود و غریب/از شهر سکوت به دیار تو رسید/در شهر صدا که پر از زمزمه بود/تنها دل من قصه ی مهر تو شنید/چشم تو مرا به شب خاطره برد/در سینه دلم از تو و یاد تو تپید/در سینه ی سردم ، این شهر سکوت/دیوار سکوت به صدای تو شکست...شاعر اردلان سر افراز
.
.

.

11-

پیش بیا! پیش بیا! پیشتر!

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد به جز از نام تو

بر رگِ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

 

قیصر امین پور

یلدا ...

نظرات  (۲۰)

حوا جز ۴ کدوم رو می‌تونه انتخاب کنه؟! :) اصلاً مگه میشه؟! :)
پاسخ:
موافقم خیلی خیلی




4
خودم 4 و 5 رو دوس دارم
پاسخ:



4

5
چه شعرهای قشنگی. شاعرشونم می‌نوشتی کاش.
2 رو دوست داشتم. ولی صدای خوبی ندارم و به عنوان تماشاگر تشویقتون می‌کنم :)
پاسخ:
خوشحال میشم شرکت کنی شباهنگ جان


شاعراشونو مینویسم در اولین فرصت



3
پاسخ:




3
من ۱و ۲ و ۴و ۵ رو دوست دارم:|
ولی خب۱، ۲ رو بیشتر دوست دارم:)
پاسخ:


1  

2
4 و 6
پاسخ:


4


6
2 رو برای خوندن نگفتم که :) شعرشو دوست داشتم.
ترجیح می‌دم از هنرمندی دوستان بهره ببرم :)
پاسخ:
باشه هر جور دوس داری ولی خوشحال میشدم...

برای خوندن به کدوم رای میدی شباهنگ جان؟
برای خوندنِ خودم؟ گفتم که نمی‌خونم
اصن چون صدای من خاصه! نمی‌خوام بخونم که چشمم نزنید :))
ولی به ۲ رای میدم
پاسخ:
نه برای خوندن دوستان :)




2
دو
با کلی ارفاق!
اینا رو کی داده؟
پاسخ:
دوستان لطف کردن پیشنهاد دادن



2
.
جالبه شعر بهمنی (٢) و شعر حمید مصدق ( ۴) برابرن تا اینجا با هم! رای دهنده ی بعدی تعیین کننده ست پس!
پاسخ:
تعیین شد فکر کنم :)
همه شون قشنگ بودن..

انتخابم.. 4
پاسخ:

4

روزی دل من که تهی بود و غریب/از شهر سکوت به دیار تو رسید/در شهر صدا که پر از زمزمه بود/تنها دل من قصه ی مهر تو شنید/چشم تو مرا به شب خاطره برد/در سینه دلم از تو و یاد تو تپید/در سینه ی سردم ، این شهر سکوت/دیوار سکوت به صدای تو شکست...شاعر اردلان سر افراز

پاسخ:
وای من این شعر و ترانه ش رو خیلی دوس دارم...
۲۷ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۱۸ محمد ( باران)
2
پاسخ:
سلااااام جناب باران!!!

خوبید؟؟؟
چه خوشحال شد اسمتون رو دیدم...

منون که شرک میکنید...



2

بی‌صدا
فرو می‌ریزم
زیر حجمی از سکوت‌ت
یک بار دست ِ کم

مرا به نام کوچک‌
صدا بزن! ... 
از وبلاگ شبگرد ...https://shab-gard.persianblog.ir/3MQ4qpMdj8HDKqv61bGG
-%D8%A2%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DB%8C
پاسخ:
عالی
ممنون یاقوت جان
این شعر در وصف استاد آواز ایران است که سروده استاد اسماعیل خویی ست ...

صدای تو را دوست دارم‏
صدای تو از "آن" و از جاودان می سراید
صدای تو از لاله زاران که بر باد...‏
صدای تو از نوبهاران که در یاد می آید.‏
صدای تو را ، رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم‏

 ‏ صدای تو‏ از آن سوی شور ‏
از پشت بیداد می آید ،

و جان دل من ،

دل و جانم از آن به فریاد می اید
صدای تو اندوه خیام را دارد
در آن دم که چون کهکشان ، ابری از ماهتاب و ستاره‏
نوای غزلهای حافظ بر آن،‏
شاد خواران و اندهگزاران ، ببارد ، بشارد ‏‏صدای تو‏
اندوه شاد صدای تو را دوست دارم‏
مخالف سرای همایون و بیداد!‏
صدای تو در پرده ی دلکش شور زیباست و بر موجزاران دشتی ، ‏
و بر اوجساران ماهور‏ و در هر چه گوشه ست از هر چه پرده ست
حریر صدایت به تحریر ، ‏چو بر صیقل برکه ها بازی نور زیباست
‏ صدای تو همبفتی از مخمل آب و از طعم آتش‏
صدای تو ، چون روح آیینه ی بی خش و بی غش‏
جهان در صدای تو آبی ست‏
و زیر و بم هر چه از اصفهان در صدای تو آبی ست‏
و هر سنت از دیر گاهان و هر بدعت از ناگهان ‏
در صدای تو آبی ست‏
و نو می شود کهنه ، وقتی که از پنجره ی حنجره تو‏ گذر می کند‏
و تالار پژواک را در دل و جان تو به صد چلچراغ از برافروختن
چو تالار آیینه ، از چار سو شعله ور می کند‏
به هر گاهی از خوش ترین های بیگاه‏ ‏صدایت چو قالیچه ای نور ‏می آید
و زین آسمان ترشروی مرا می رباید ، مرا می برد دور‏
سوی مخملستان ژرف پگاه آسمان نشابور‏
‏ صدای تو بیداد اندوه در شور شادی
صدای تو فریاد زنجیر و گلبانگ آزادی من‏ صدای تو آبادی من‏
صدای تو هیهای ویرانی من‏ صدای تو معنای ایرانی من‏ صدای تو...‏
‏ ای دوست!‏ ای من!‏ کجایی؟
که از ناکجاها می آیی و از آن مرا می ربایی
و من هیچ ، من هیچ تر ‏من نه من
من منم ، تا می آیی؟!‏ و سیم نسیم است
اینک که بندد میان تو تا من پل ، ای دوست!‏
و موسیقی غربت من نثار صدایت ‏
که در انفجارش ، من از اشک خونین
به روی صدایت فشانم گل
ای دوست....!‏

پاسخ:
چه قشنگ...
سلام 
روزتون بخیر 

همشون قشنگن :)

ولی من با اجازه تون شعر شماره ی (۴) رو  انتخاب میکنم :))

ممنونم:)

پاسخ:
سلام باران جان:*




4
خواهش میکنم :)


+
انتخاب دوم من شعر شماره (۱۰) هستش اینم واقعا قشنگه هم شعرش هم دکلمه اش اگر رای بیاره و خونده بشه :)

پاسخ:
عالیه این شعر...



10

پیش بیا! پیش بیا! پیشتر!

تا که بگویم غم دل بیشتر

 

دوست ترت دارم از هرچه دوست

ای تو به من از خود من خویشتر

 

دوست تر از آنکه بگویم چقدر

بیشتر از بیشتر از بیشتر

 

داغ تو را از همه داراترم

درد تو را از همه درویشتر

 

هیچ نریزد به جز از نام تو

بر رگِ من گر بزنی نیشتر

 

فوت و فن عشق به شعرم ببخش

تا نشود قافیه اندیشتر

 

قیصر امین پور

پاسخ:
وای چه قشنگه

نشنیده بودمش...
شعر شماره 2 زیباست...

پاسخ:
بهارجان شعر 2 هم رای آورد
تو دو رو بخون برامون :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">